░░░خــــــــــوش آمـــــــــدیـــــــــد░░░
بعضی وقتها ، دل آدمها همینجوری میگیره..بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشه ، بدون اینکه به چیزی فکر کنن ، همینجوری آدما دپرس میشن ، افسرده میشن ، غمگین میشن و اگر خیلی هم فشارش بالاتر باشه گریه میکنن ، فرقی هم نمی کنه زن باشی یا مرد ، حکایت اینروزهای من همینه ، همش دلم می گیره ... همش دلم اسیره بدون اینکه اتفاقی برام افتاده باشه ، یا بدون اینکه به چیزی یا کسی فکر کنم ، همینجوری دلگیر میشم ، افسرده میشم ، دپرس میشم ، غمگین میشم ، نمی دونم داستان چیه ؟ علتش رو هم باور کن نمیدونم ، چندبار نشستم فکر کردم راه به جایی نبردم فقط به این نتیجه رسیدم که: همش دلم می گیره ...همش دلم اسیره بعضی وقتها خدا رو هم که داشته باشی بازم دلگیر میشی درست مثل روزهایی که خدا رو نداری ، بعضی وقتها هرچی تصمیم میگیری می بینی اشتباه بوده ، بعضی وقتها همینجوری گریه میکنی و همش با خودت میگی : همش دلم میگیره...همش دلم اسیره بعضی وقتها هرچی قرص بخوری ، هر چی آرام بخش مصرف کنی و هر چی بهت تزریق کنن بازم خوابت نمی بره ، یه قانون نانوشته میگه تو باید بیدار بمونی و همش دلت بگیره... همش دلت اسیره بعضی وقتها به آسمون نگاه میکنی ، جایی که ستاره ها بهت چشمک می زنن و ماه برات لبخند میزنه و خورشید داره برات ناز میکنه ، جایی که مهتابش دریا رو قشنگ می کنه تا شاید یادت بره که همش دلت میگیره...همش دلت اسیره ولی بازم می بینی که دلت گرفته ، دلت اسیره بعضی وقتها از ترس افتادن تو چاله چوله های زمینی مراقب زیر پات هستی و همش پایین نگاه می کنی و با خودت میگی کاشکی نیفتم ، با خودت میگی شاید چاله هم بهتر باشه از اینکه همش به این فکر کنی که : همش دلت میگیره ... همش دلت اسیره «وای باران باران شیشه پنجره را باران شست
میدانم که دلتنگ منی ، و دلت همیشه با من است دلم را فدای آن قلب مهربانت میکنم! میدانم که مرا دوست داری و تنها آرزویت من هستم تا آخرعمرم عاشقانه برایت میخوانم ترانه عشق را ! میدانم که همه لحظه به من می اندیشی ،تمام لحظه هایم به این می اندیشم که چگونه اینهمه عشق و محبت را به تو ابراز کنم ! میدانم که به انتظار من نشسته ای ،اکر تو بگویی تا آخر عمر به انتظارم بنشین ، من تاآخرین حد این انتظار منتظر آمدنت مینشینم! میدانم که برایت ارزش دارم و همه زندگی ات هستم ، تا آخرین نفس به پای تو می نشینم و تا آخرین نفس ، یک نفس فریاد میزنم دوستت دارم! میدانم که چقدر دوستم داری دلتنگی که سهل است دلم برای یک لحظه درکنارهم بودن پرپر میزند! اگر بدانی که تنها آرزوی من تویی ، روزی صدها بار آرزو میکنی که به آرزویم برسم! اگر بدانی که همه لحظه های زندگی ام به تو می اندیشم ، تک تک لحظه ها رامی شماری و به عشق آن لحظه ها زندگی میکنی اگر بدانی که برایم یک دنیا ارزش داری ، سفری به دور دنیا میروی تا بفهمی چقدربرایم عزیزی... دوستت دارم .... گاهی دلتنگ میشم برای همه خاطرهای ریز و درشت گاهی از حس غریبی سرشار میشم گاهی من پر میشم از بغض میرسم به خلوت گریه ولی باز تو رو دارم عزیز دلم من تو رو دارم نفسم که بی تو زندگی حتی یه لحظه میخوام نباشه نبودنت پیشم حتی یه لحظه نفس هامو به شماره میندازه هیچوقت فکر نکن من میتونم جایی باشم که تو نباشی چون واسه من چیزی جز عذاب نداره اینو باور کن بدون تو به کدوم سفر برم که خوش باشم وقتی همه دلخوشیم تویی وقتی پناه و تکیه گاهم تویی اوج خوشبختی من اروم گرفتن تو اغوش گرمته اینو بارها گفتم اگه از حس دلتنگی گفتم واسه اینه که هیچ کسی را جز تو واسه شنیدن حرفام محرم نمیدونم اخه همه دارو ندارم تویی واست گفتم چون دلدارمی و باید رسم امانتو به جا بیارم و از حال و روزش با خبرت کنم هر چند میدونم نگفته هم از دلم خبر داری پس گفتم واسه نوازش دستات واسه دوست داشتن دوست داشتنت واسه حس خواستنت که همه لذت من تو وجود تو خلاصه شده و بس دوستدار تو تا ابدیت ... زندگی چون گل سرخی است پر از خار،پر از برگ،پر از عطر لطیف یادمان باشد اگر گل چینیم خار و عطر و گلبرگ، هر سه همسایه دیوار به دیوار هم اند زندگی چشمۀ آبی است و ما رهگذریم بنشین بر لب آب، عطش تشنگی ات را بنشان صفایی بده سیمایت را و اگر فرصت بود کفش ها را بکن و آب بزن پایت را غیر از این چیزی نیست زندگی... آینه ای شفاف است تو اگر زشت و یا زیبایی تو اگر شاد اگر غمگینی هر چه هستی تو در آینه همان می بینی شادیت را در یاب چون گل عشق بتاب تا در آینه هستی، گل هستی باشی سلام يکی يه دونه ی دل بی قرارم عزيزترينم ! نمی دونی چقدر لذت بخشه که از تو می نويسم ! شايد کسی درک نکنه اما حسی که من دارم رو نميشه وصف کرد ! باز هم برای تو می نويسم که اميد ديدار نگاهت منو زنده نگه می داره ! تويی که شهد شيرين عشق رو بر لبانم نوشاندی تا بار ديگر زندگی رو از سر بگيرم ... ! مهتاب بدون نور چشمهای تو خاموشه ٬ تو می تابی و دل خسته ام رو بی تاب تر می کنی مث بارون بر تن تشنه ام می باری و سيرابم می کنی. اين همه شور و هيجان رو مديون صدای مهربون توام. تمام فصلها با وجود پاک تو زيبا و شيرينه و بی تو زيباترين ها و تمام لحظاتم سردوغمگينه بمون تا برای هميشه با تو عاشق بمونم اگر تـو نباشی... هنوز بی وفایی نکرده ام که به من میگویی بی وفا! وفایی وخیانت به تو! که تنها عشق منی ، چرا باور نمیکنی که تنها تو ، فقط تو در قلب منی ! با ترس و دلهره بگذرانم ، ترس از حرفهای تو ، ترس از بهانه های تو ، دلهره برای از دست دادن تو! زندگی را نیز از من گرفته ای ، هر کس مرا میبیند میگوید چرا اینقدر آشفته ای ، عاشق هستم ولی چهره ام مثل یک عاشق تنها و شکست خورده است ، در انتظار تو نشسته ام ، اما هر کس مرا میبیند میگوید این بیچاره چه غم سنگینی در دلش نشسته است!
خداحافظی.......................!
هی...................!!!
چی بگم ؟
از چشمایی که همیشه منتظره!منتظر یه خبر !
گاهی
بی خبری برای آدم بهتره ، میدونین من فکر میکنم ماها خودمونو گم
کردیم!فراموش کردیم برای چی روی زمین اومدیم!
خیلی زندگی رو جدی گرفتیم!
گذشتن از روز هایی که برامون غیر قابل تحمل هستن اما حسرت همین
روز هاست که یه مدت بعد مثل خوره روحمونو میخوره!
برادرام
،خواهرام ، خسته ام !از این روزگار،از این آدما!
از این شکستی که هر روز
هزار بار
برای خودم مرورش میکنم!از میراث چیزی که گفتن مقدسه!
از نقاب روی
چهره ی آدما! از دوست های نامرد و نامرد های دوست!
از کسایی که حرف هامو
فراموش کردن ،از تب و تابی که دیگه توی خودم
حسش نمیکنم!از اینکه دیگه هم
صحبت جوونی ندارم و با آدم
بزرگا درد و دل میکنم!
دلم گرفته مثل همیشه!خدا هم فهمیده دیگه نمیتونم تحمل کنم!
چرا اینجوری شد؟کی میدونه جز خودش؟
میگن دل بستن مثل انداختن یه سنگ توی آبه و دل کندن مثل پیدا کردن
همون سنگست!
میگویم سلام ، هیچکس جوابم را نمیدهد
پس خدانگهدار میگویم شاید از سر اتفاق ، یک نفر دست هایش تکان بخورد. 
![]()

![]()
![]()
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست»
وای باران باران
هر نفس، بوی تو آید اینجا
هر نفس، نام تو را گویم من
یاد تو خاطرم آید هر جا
وای باران باران
گرچه تنهایم و از تو دورم
لیک، سرشارم از خاطر تو
لیک، با شادی تو مسرورم
وای باران باران
گرچه یک لحظه نبودم با تو
بودم اما شب و روز
شاد با خاطر زیبای تو
وای باران باران
مهربانی و سراسر خوبی
خوب و زیبا
تو چقدر خوشرویی
وای باران باران
نفسم، بازدمم، یاد منی
منم و تنهایی
تو همیشه ز فریاد منی
وای باران باران
بهتر از رویایی
سبزتر از مهر و بهار
تو چقدر زیبایی![]()

![]()
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی ![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

![]()
![]()
من قلبی دارم عاشق ، پاک و بی ریا!
هنوز بی وفایی ندیده ای که به من میگویی لایق عشقت نیستم
هنوز خیانت ندیده ای که میگویی یکرنگ نیستم
چرا باور نمیکنی که عاشقت هستم ، چگونه بگویم که من تنها با توهستم
اینها همه بهانه است ، حرفهایت خیلی بچه گانه است
چشمهایت را باز کن و مرا ببین ، این بی قرارها و انتظار قلبم عاشقم را ببین
ببین که چه امید و آرزوهایی دارم با تو ، در مرامم نیست بی
تویی که تنها در قلب منی ، مثل نفس در سینه منی ، چرا باور نمیکنی
چرا باور نمیکنی دوست داشتن هایم را ، باور نمیکنی احساس این دل دیوانه ام را
هنوز شب نشده به فکر روشنایی فردا هستم ، میترسم که شب را دوباره
آرامش را از من گرفته ای ، از آن لحظه که فهمیدی زندگی منی ،
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |

















